لا اکراه فی الدين قد تبين رشد من الغی(بقره-256)
کار دين به اجبار نيست راه هدايت و ضلالت بر همه روشن است.
این که در دين خدا اجباری نيست شکی نيست يک استناد کوتاه هم می کنيم به نامه ای حضرت محمد(ص) که به خاندان سلمان می فرستد و در آنجا نيز قيد کرده که در دين اجباری نيست.که به شرح زیر می باشد:
این نامه ای است از محمد بن عبدلله رسول خدا (ص) که به تقاضای سلمان فارسی به منظور نصيحت و هدايت برادر او مهيار بن فروخ بن مهيار و قوم خويشان او......هر کس به خدا و رسول او ایمان آورد در آخرت پاداش رستگاران را خواهد داشت هر کس هم در آيين خويش باقی بماند با او کاری نخواهيم داشت زيرا اکراه و اجباری در پذيرش دين نيست.(نفس الرحمن ص 181-مکاتيب رسول ص 376-378)
حال چند سوال در ذهن شکل می گيرد چرا در ایران اسلامی بايد به زور روسری را بر سر خانمها انداخت ولی در فرانسه بلاد کفر به قول بعضی ها بايد به زور روسری را از آنها گرفت؟
چرا يک نفر که در خود آمريکا يا استراليا يا حتی دبی زندگی می کند با روسریست و يا نماز می خواند ولی کسی که در يک روستای دور افتاده زندگی می کند اهل همه نوع گناه است؟
چرا در سوريه(چون تجربه شخصی خودم هست) با انهمه دختران زیبا رو کمتر متلک ميشنوند و در کوچه و خیابانها کمتر مورد ازار اذیت قرار میگیرند ولی در ایران خانمها با چادر و کاملا پوشیده باز هم از دست این عياشان در امان نيستند؟
سوالهايست که بايد به طور اصولی و واقعیتی تلخ در جامعه به ان بپردازیم و فکر کنیم چون دينی که بطور وراثتی به کسی برسد به درد نمی خورد بايد با فهم شعور با ادراک آن دين را بفهمد و اجبار مانع این امر می شود و در این شکی نيست.يک مومن بهتر است از هزاران نفر که نه دين را می فهمند و نه از آن چيزی ميدانند چه بهتر که نام مسلمان نيز با خود به يدک نکشند چون اسلام نيز زير سوال می رود.
و در آخر نيز با سخن حضرت علی به اتمام ميرسانم باشد که پيرو او به عمل باشيم:
و قال علی (ع):کم من صائم ليس له من صيامه الا الجوع و الضما ، و کم من قائم ليس من قيامه الا السهر و العنا! ، حبذا نوم الا کياس و افطارهم!.(الحکمه -145)
بسا روزه داری که بهره ای جز گرسنگی و تشنگی از روزه داری خود ندارد،و بسا شب زنده داری که از شب زنده داری چيزی جز رنج و بيخوابی به دست نياورد !خوشا خواب زيرکان و افطارشان!
با سلام خدمت تمامی دوستانم که به ما سر ميزنند و باعث دلگرمی ما برای ادامه کار ميشوند.امروز يکی از دوستانم را ميخواهم برای شما معرفی کنم.ایشان يک جوان مستعد و سخت کوش هستند.و الان چند سالی است که در ضمينه عکاسی فعاليت می کنند و بسيار کارهای ایشان جالب و حرفه ای است.نام ایشان داتسو است که به زبانهای انگليسی ، عربی ، فارسی و هلندی مسلط است.داتسو علاقه زيادی به عکاسی دارد و به ما قول همکاری دادند.و قول دادند که حتما به دشتی بياند و از اثار تاريخی و طبیعی دشتی عکس بگيرند که باعث افتخار است.
انشالله عکسهایشان نیز برای ما خواهند فرستاد در وبلاگ نمایش بدهیم و شما دوستان نیز نظر خودتون رو در مورد عکسها بیان کنید.
بخون اوازه خون امشب برامون
بخون تا خون بریزه از چشامون
بخون قربون لحن سینه سوزت
فدای این صدای شب فروزت
بخون اوازه خون غم دارم امشب
من حتی از خودم بیزارم امشب...
حضرت حجه الاسلام والمسلمین حاج سید محمد آخرین فرزند سید علی اکبر در حدود 165 سال پیش مطابق با سال1322 ه.ق در روستای درازی از توابع شهرستان دشتی از استان بوشهر دیده به جهان گشود و مادرش بیبی حوریه دختر میر عبدالعلی بزرگ بزرگ سادات چاوشی،درازی و چارک میباشد.او در اوایل کودکی همراه خانواده خود به روستای حیدری آمده و درآن روستا قرآن را نزد پدر بزرگوارشان فرا گرفتو پس از آن به روستای میانخره پایین آمده و در آنجا اقامت نموده است و در همین روستا درس علوم فقه دینی که در آن زمان دارالعلمی که به وسیله پدر بزرگوارشان در روستای میانخره تشکیل شده بود بهره ها برد. اما طولی نکشید که پدر ایشان سید علی اکبر دیده از جهان فرو بست و همه اقوام و اقارب و فرزندانش بویژه حاج سید محمد که در آن زمان جوانی خوش ذوق و با تقوا بود را یتیم نمود. اما مرحوم حاج سید محمد هیچگاه از زندگی و فراگیری علم و دانش و خودسازی معنوی دلسرد نشده و با دائر شدن دارالعلمی که توسط برادران بزرگتر در روستای میانخره تاسیس شده بود به فراگیری علم ادامه داد و به درجه والایی دست یافتچشمه سار علمش هیچگاه از گرد خاشاک و ناهنجاری های مردم کدورت نگرفت و با تهذیب نفس دامن تقوی و طهارتش دستخوش امیال و هواهای نفسانی و مال و مقام دنیا قرار نگرفت،تا آنجایی که صاحب کرامات شد و مردم به نام مبارک وی سوگند یاد می کردند. وی در طول عمر پر برکت خود توفیق یافت به همرا برادران خود با سختی و مشقات فراوان به زیارت مکه مکرمه تشرف یافت و اعمال حج ابراهیمی را به نحو احسن واکمل بجا آورد.
مرحوم حاج سید محمد با پیروی از سنت جدش با دختر دائیش بی بی مرضیه ازدواج نمود که او نیز زنی بسیار با تقوی و عفیفه و مادری دلسوز و مهربان بود و همیشه ایام دائم الوضوء بود که از او فرزندی همچون آیت الله حاج سید علینقی دشتی میانخره ای که به روزگار خود بی نظیر در علم فقه و اصول و رعایت زهد و تقوی بود بوجود آمد.حاج سید محمد تمامی فرزندان خود را در مدرسه علمیه ای که به کمک برادران خود تشکیل داده بود به تحصیل گماشت.
مرحوم حاج سید محمد از نظر علوم دین اسلام و اصول فقه بی نظیر بوده است تا آنجایی که حاشیه بر رساله مرحوم حاج سید عبدالحسین لاری نوشته و نظریه خود را در آن درج نموده است.
حاج سید محمد پس از گذراندن 85 سال عمر پربرکت به جنات یدخلونها نهاد.
شعرهايی از بزرگان استان بوشهر و دشتی:
سيد علی نقی دشتی يکی از بزرگان دشتی است يک شعر عربی از ایشان در وصف حضرت علی که ضمنا بر روی سنگ مزار ایشان نيز نقش بسته است.
فعز بعلم تعش حيا به ابدا
الناس موتی و اهل العلم احيا
ما الفخر الا لاهل العلم انهم
علی الهدی لمن استهدی اولا
باکی (حاج عابدين لاوری)
نسيمی گر وزد از سوی دلبر
بسا خوشبوتر است از مشک عنبر
خم گيسوی دلدار تو باکی
زده چون اژدری بر گنج،چنبر
بردخونی (محيا) معروف به محيا لاری
دل من قطره خونی بيشتر نيست
دلت ای دوست فولاد حجر نيست
نمی سوزد دلت بهر محيا
مسلمانی بتا پيشت مگر نيست
پورنادم(عباسقلی فرزند ملا محمد علی متوفی در رود حله)
فلک بنمود ما را بس دل آزار
غريب و خوار و مهجور از غم يار
غريق موج غم شد پورنادم
زهجر يار ، تا محشر گرفتار
چاوشی(سيد عبدلله علوی)
دريغا گشت ويران منزل من
بشد خاموش شمع محفل من
بر احوال من برگشته اقبال
نسوزد هيچ کس الا دل من
ديری(ميرزا عباس)
زراهی دورم تشويش دارم
که راهی دورتر در پيش دارم
به من ای ره نشينان دل مبنديد
که راهی دورتر در پيش دارم
کبگانی(ملا حسن)
عزيزانی که اندر مرغزاريد
زياران گذشته ياد آريد
سوی نرگس رويد آهسته، ترسم
که پا بروی دلدای گزاريد
نادم(ملا محمد علی شبانکاره ای)
نه هر مرغی بود مرغ شباويز
نه هر اسبی بود مانند شبديز
نه هر معشوقه شيرين است نادم
نه هر عاشق بود مانند پرويز
و این هم يک شروه بسيار زيبا برای دانلود به سبکی جديد از اقای حسين کشتکار بوشهری و اميدوارم که این کار من تشویقی شود که شما سیدی زيبای ایشان را بخريد که واقعا خوب و حرفه ای کار کرده اند ما بايد پشتيبان هنرمندانمان باشيم.
حسين کشتکار بوشهری (دانلود شروه)
ماخذ و منابع:
برگرفته از وبلاگ خوب اقای داود بستان دوست خوبم:موعود منتظران
برگرفته شده از کتاب ایینه شروه سرایی نوشته دکتر سید جعفر حمیدی
سید محمدرضا هاشمی زا ده
امروز در باره سرور زنان عالم می خواهم صحبت کنم و توضيح بدهم که چرا ایشان سرور و بهترين زن عالم هستند و نه در باره شهادت ایشان که شهادتشان جز کوچکی از زنگی این بانوی بزرگوار است.ایشان به معنای عمل بود که حضرت فاطمه شدند نگاهی به نتيجه اشان که بچه هايش است بیاندازيد که چه بچه های تربيت کرد بچه هايی که برای نجات اجتماع و بشريت جانشان را فداع کردند این چه زنيست و چه خصوصيت هايی داشت که به چنين درجه ای رسيد اگر به کتابخانه ایشان در کوفه نگاهی انداخته باشيد بسيار جالب است.و اما در مورد گرفتن حق و نشان دادن باطل چقدر تلاش کردند حالا بعضی ها می گويند ایشان چه خدمتی کردند نه دکتر بودند نه دانشمند که حال عده ای را خوب کند يا علمی که به درد مردم بخورد.حال به الفرض که ایشان دکتر بود و توانسته بود يک میليون انسان را خوب کند آيا این انسانها آدمهايی خوبی بودند ايا این انسانها به درد اجتماع ميخوردند چه بسيار دکترانی که فرزندانشان به بی راه رفتند چه بسيار دکترانی که در خدمت پادشاهان ظالم بودند و آنها را خوب می کردند تا به مردم بهتر ظلم کنند.ولی فرزندان فاطمه برای خوشبختی برای عدالت برای سربلندی مردم جان دادند که ميبينيد که اگر يک نفر پيرو ایشان شود و فرزندانشان می شوند خمينی ميشوند مصدق ميشوند ريس علی و خالو حسين و در برابر ظلم می ایستند تا مردمشان آزاد زنگی کنند.حال يک نفر اتم را اختراع کرد چه خيری برای مردم داشت جز ترس از روزی که بيايند و بمبی بزنند و ويران کنند بکشند و ترس ایجاد کنند اول بايد مردم دنيا عدالت پذير شوند که اگر نشوند همين وضع دنياست که ميبينيم.
و به این جمله توجه کنيد ضربت علی فی يوم الخندق افضل من عباده الثقلين تفکر فی هذا الموضوع؟ ضربه علی در خندق برتر است از عبادت انس و جن چرا لطفا فکر کنيد؟
چون که آن برای نجات بشريت از ظلم و گمراهی بود و عبادت فقط شخص را در بر می گيرد.
علم طبابت عده ای را در بر ميگيرد و عدالت بشريت را.
مالک اشتر بهتر است تا ابن سينا چون که برای دفاع از عدالت شمشير زد و ابن سينا برای خوب کردن پادشاه.
این کجا و آن کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پس ميبينيد که دفاع از عدالت والاترين چيز است که فاطمه به فرزندانش يا د داد.
پس فاطمه بهترين زن عالم و بانوی زنان عالم است.
فاطمه فاطمه است نه دختر پيامبر نه زن علی ...
فاطمه فاطمه است.
العدل و الجود عدالت و بخشش
قال علی (ع):العدل یضع المور مواظعها و الجود یخرجها من جهتها و العدل سایس عام و الجود عارض خاص فالعدل اشرفها و افضلها.
حضرت علی می فرماید:عدالت هر چیزی را در جای خود می نهد و در حالی مه بخشش ان را از جای خود خارج می سازد.عدالت تدبیر عمومی مردم است در حالی که بخشش گروه خاصی را شامل است پس عدالت شريفتر و برتر است.
حاج سيد محمد صادق فرزند حاج سيد علی نبوی در سال 1318 هجری قمری در روستای چاوشی دشتی به دنيا آمد.به سن هفت سالگی به مکتبخانه ی شيخ علی بن شيخ حمود رفت و به مدت شش سال در آن مکتبخانه به فرا گرفتن قران مجيد و پاره ای از کتب فارسی پرداخت.سپس در سن سيزد ه سالگی برای تحصيل مقدماتی علوم عربی به قريه ميانخره خدمت استاد سيد علينقی دشتی شتافت.و در سن 18 سالگی که دوره کتب صرفی و نحوی را به پايان رسانيد.و در سن 20 سالگی ازدواج کرند.
بنا بر طبق شجره نامه سادات دشتی با سی و نه واسطه نسبش به حضرت امام زين العابدين علی بن حسين منتهی می گردد.و ایشان در بعضی از نقات استان به تدريس پرداختند ولی هميشه در شعر شاعری نمونه بودند.سيد محمد صادق نبوی در روز دهم آذر 1369 خورشيدی برابر با 12 جمادی الاول۱۴۱۱ ه ق در بوشهر زندگی را بدرود گفتند.دو رباعی بسيار زيبا از استاد نبوی:
این خشت که زير پای این بنيان است اغشته به خون صد هزار انسان است
فردا که من و تو نيز در خاک رويم تا پيکر ما خشت کدامين ايوان است
-----------------------------------------------------
اين خشت سر بزرگواری بوده است يا از سر شاه و شهرياری بوده است
امروز که زير پا لگد مال شود در دوره خويش تاجداری بوده است
----------------------------------------------------
من کشته نفس سر کش خويشتنم سر گشته و آواره دور از وطنم
خواهی که هويت من را بشناسی آن ذره ناچيز فرو مايه منم
---------------------------------------------------
طومار صفت به دور خود می پيچم وز گردش دور خويش دايم گيجم
ماهيت من اگر زمن می پرسی من حاصل ضرب هيچ اندر هيچم
و چند شعری از ایشان که در سوگ فرزندان جوانش سروده است:
هزار افسوس کز جسمم روان رفت ز پيشم ان نگار مهربان رفت
چنان از من به سرعت روی برتافت که گويی تير از شست کمان رفت
--------------------------------------------
فراقت از من برده طاقت هوش اجل کو تا مرا گيرد در آغوش
زچشمم آب وز دل ريزد آتش ميان آب و آتش ميزنم جوش
-------------------------------------------
زسوز دل زنم آتش بر افلاک کنم جای گريبان سينه را چاک
نداند حال زارم غير آن کس که فرزند جوان را کرده در خاک
و این هم يک شعر از ایشان که در مورد کمک به بيچارگان است و اینکه بايد با ظالم و ستمگر جنگيد:
نصيحتی است مرا با تو ای عزيز پدر بشرط انکه در گوش گوشواره کنی
به هر مقامی که باشی خدای را می باش مدام کار ستمديدگان اداره کنی
به دستگيری بيچارگان بکوش بکوش نياز نيست در این باره استخاره کنی
به دوستان وفادار مهربان می باش حواله سر دشمن به سنگ خاره کنی
برگرفته از کتاب دشتی و دشتستان
محقق و نويسنده: استاد عبدالمجيد زنگويی
« يايهاالناس انا خلقنکم من ذکر و انثی و جعلنکم شعوبأ و قبايل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقکم ...
« ای مردم جهان ! ما ، شما را از مرد و زن آفريديم و به طوايف و قبايل و نژادهای رنگارنگ تقسيم کرديم تا شناخته شويد و همديگر را بشناسيد . همانا که گرامی ترين شما نزد خدا پارساترين شما خواهد بود . »
بسيار به حال خودم و جامعه خودم تاسف می خورم که دوباره بايد بنشينيم و اینگونه حرفها را تکرار کنيم که انگار به قول يکی از دوستان که تا وقتی که انسان هست تبعيض جنگ و نافرمانی از خدا هست.ولی ما وضيفه ای داريم و مسوليتی که لازم ميبينم که تذکر بدهم و برای شما خوانندگان عزيز و فهميده ذکر کنم.باشد که خدای ما را به راه راست هدايت کند.همينطور که در بالا می بينيد خداوند ميفرمايد بهترين شما نزد من پارساترين شماست همينتوطور که حضرت محمد سلمان را از خود خواند و گفت((سلمان منا اهل البيت)) ولی ابوسفيان که از بزرگان مکه وبه حضرت محمد نزدیکتر بود را از خود ندانسته و هميشه با او در پيکار بود.هرچه باشد ابوسفيان به او نزديکتر است تا سلمان ولی اینجا پارسايی سلمان است که او را به محمد فرستاده خدا نزديک می کند و ابوسفيان را که از بزرگان شهر اوست به خاطر پارسا نبودنش دور می کند. پارسايی را در پيشانی لباس ريش کسی نمايان نکرده و یا بر روی پیشانی کسی ننوشته اند.
يا نسب خانوادگی او که مثلا سيد است يا نيست.اگر سيد است مسوليتش سنگينتر است نه اینکه از کسی بهتر باشد.آخر بعضی ها آيات قران را نيز رد می کنند.و برابری را نفی می کنند چرا فلان کس به سبب نزديکی خونيش از ما بهتر است؟چه کسی جوابی برای این مساله دارد. مسلما این نشانه رستگاری نيست وقتی که خود پيامبر به دردانه اش حضرت فاطمه می فرمايد عزيزم کار کن زحمت بکش که من فردای قيامت نمی توانم شفاعتت را کنم این يعنی چه؟ چه تفسیری دارد؟ يعنی اگر دختر من هم که از خود من هست اگر کار اشتباهی بکند من نمی توانم شفاعتش را بکنم.
يايهاالناس انا خلقنکم من ذکر و انثی
ای مردم جهان ! ما ، شما را از مرد و زن آفريديم
و در مورد سنتهای ما که وارد دين شد و زنان را به حدی حقير کرد که اکنون جز غيبت و حرفهای پوچ و بیهودی کار ديگری بلد نيستند. شنيدم روزی از شخصی که گفت: اگر زن در خانه نماز بخواند بهتر از اینست که در مسجد نماز جماعت بخواند خوب این زن را بکنيد در قوطی درش را هم ببنديد خیال خودتان را راحت کنید این دقیقا عین تفکر مسیحیت است که زن را عامل گناه می داند و همیشه باید از او ترسید و یا خود شیطان است. این زنست که پايه خانواده ست و مرد را تربيت می کند.کاری که حضرت فاطمه کرد چه بچهايی تقديم به جامعه کرد نه فقط نشستن در خانه بلکه عمل بلکه با ایمانش بلکه با علمش و فهمش و در متن جامعه بودن و این زن الگوی زنان ماست. ولی جز گریه و جز ناله کاری بلد نیستیم فاطمه امد تا الگو باشد نه کسی برایش بگرید.
حال نگاهی می اندازيم به شاعرانمان که اینقدر به آنها می باليم و افتخار می کنيم فردوسی بزرگ چگونه زنان را خار می کند به عمق فاجعه پی خواهید برد به این شعر او دقت کنيد:
زنان راستايی سگان را ستای که سگ به از صد زن پارسایببنید چه ضربه ای به پیکره زن می زند و او را با سگ و حتی سگ را از او بهتر می داند شاعر قلب تپنده هر جامعه است و این اشتباهات او غیر قابل بخشش است.
و یا این شعر او:
زن و اژدها هر دو خاک به جهان پاک از این هردو ناپاک به
و با این شعر خود می گوید که چه بهتر تا اینان از بین بروند و نمی دانسته که اگر زن زن شود می شود حضرت فاطمه بانویی که نه فقط به خاطر حجابش به خاطر زحماتش نیز قابل ستایش است و حضرت زینب و ....
خداوند می فرمايد:« ما فرزندان آدم را کرامت بخشيديم . » ( الاسراء / ٧٠ ) (٢٢ )